81248704-5842133

حاج عباس کمک کنید های این روزها !

بچه های شرق تهران شاید یادشون باشه در همه سالهای جنگ ایران و عراق درست وسط چهارراه کوکاکولا مردی بود که اول یک صندوق گذاشته بود و بعد شد چند تا صندوق و میز و صندلی و آخرها برای خودش رسما کیوسکی زده بود و بلندگو و پرچم و پلاکارد که کمک نقدی به جبهه های جنگ اسمش عباس بود و بعد شد «حاج عباس» و خلاصه لقبی هم پیدا کرده بود و اکثر مردم شهر تهران «حاج عباس کمک کنید » را می شناختند چون از صبح علی الطلوع تا شب پشت بلندگویی که داشت مدام داد می زد :« کمک کنید ، کمک کنید به جبهه های جنگ »
تا جنگ بود ایشون هم بود ، جنگ که تمام شد بازهم به بهانه کمک به جنگ زدگان بود تا اینکه زلزله رودبار اومد و چند ماهی هم به بهانه کمک به زلزله زدگان رودبار بود تا اینکه بی مقدمه یکهو حاج عباس کمک کنید غیب شد ! چند روزی دکه ایشون وسط چهارراه کوکا کولا بی صاحب بود تا اینکه دست آخر شهرداری آمد و بساط را جمع کرد و رفت !
اما داستان چه بود ؟ بله این حاج عباس کمک کنید، شارلاتانی بود که در آن شلوغی و بی صاحبی مملکت دست به کار غارت ملت شده بود و چون دزدی که با چراغ به دزدی می رود هم گزیده تر می برد و هم کسی به او شک نمی کند ، ایشان دهسال تا توانسته بود اندوخته بود و سال ۱۳۶۸ وقتی که بهانه ای نبود برای غارت رفت که رفت و کسی هم دیگر از او خبری نیافت ، شایعات زیاد بود یکی می گفت از بستگان هاشمی بوده و دیگری می گفت بازداشت شده و الان در زندان هست و … اما به واقع هیچ کس از او خبری نیافت و دستگاه قضایی و امنیتی هم اهتمامی نداشت برای پیگیری چون مدعی بودن این کارها باعث بی اعتمادی ملت می شود به مسئولین .
همه اینها را گفتم تا برسم به اینجا که گرچه به درستی هیچ وقت معلوم نشد واقعا ایشون که بود و چه شد و آیا همه پولها را بالا کشیده بود یا کمکی هم میکرد؟ خادم بود یا خائن ؟ اما ظاهرا شیوه عمل او به مذاق مسئولین خوش آمده بود و فهمیده بودند که این ملت شرطی شده فقط کافی است صندوق خالی ببینند و آماده اند برای پول ریختن !
کم نیست داستانهایی که ملت تعریف می کنند که پتویی خریدند یا فلاسکی یا … که وسط آن یادداشت و نامه ای یافته اند که مثلا کمک به زلزله زدگان و…

ادامه مطلب
www.flickr.com

گفتنی های اخیر

Screen Shot 2014-07-12 at 16.07.27

آن پیراهن آبی راه راه …

چند روز پیش سالگرد کوی دانشگاه بود ، سالگردی که در تمام این پانزده سال برای بسیاری از هم نسل های من زنده است و مدام تکرار می شود و می شود البته نه در دنیای واقعی که در خیالمان ، با حوادثش بارها و بارها بر زمین می افتیم و برمی خیزیم و زندگی می کنیم ، روزهایی که گرچه تلخ بود اما انگار همه زندگیمان بود ، انگار اصلا به این دنیا آمده بودیم تا در آن روزها حضور داشته باشیم ،انگارکه اصلا ما را برای آن پنج روز آفریده بودند و بس ! روزهایی که زندگی خیلی از ما را عوض کرد و زندگی خیلی ها را هم تمام ، «عزت»ی که رفت و «فرشته»ی که پرکشید و «سعید»ی که در آن هیاهو گم شد ! تلویزیون ایران از آن روزها فیلمی نمایش داد و صحنه ای کوتاه از آن نوار کذایی را هم نشان داد و البته به گونه ای که انگار مسئول همه آن صحنه گردانی ها وخون و خونبارش ها کسان دیگری بودند و تنها مظلوم آن صحنه ها همینهایی بودند که این روزها هر کدام به نان و نوایی رسیدند …

ادامه مطلب
124()

چهار ایرانی مفقود شده ؛ دیپلمات یا پاسدار ؟

چهاردهم تیرماه ۱۳۶۱ در حالی که چهار دپیلمات ایرانی به نام‌های محسن موسوی کاردار ایران در لبنان،احمد متوسلیان ، کاظم اخوان عکاس و خبرنگار ایرنا در بیروت و تقی رستگار کارمند سفارت ایران در بیروت، عازم محل ماموریت خود بودند، در محل ایست بازرسی «البرباره» در منطقه شرقی بیروت، توسط نیروهای «القوات اللبنانیه» دستگیر و ربوده می‌شوند. ،رسانه‌های گروهی ایران در اقدامی هماهنگ و معنا دار خبر مفقود شدن یک فرمانده ارشد نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لبنان را منتشر می نمایند! و همین مسئله به پیچیده ترشدن پرونده آنها کمک شایانی می نماید. آن فرمانده نظامی و یا دیپلمات احمد متوسلیان می باشد

ادامه مطلب
imam

خامنه ای خمینی بهتر است ؟

با انتخاب سید علی خامنه ای به رهبری در همان سالهای اول همواره این شعار در همه تجمعات هواداران نظام مطرح می شد که :« خامنه ای خمینی دیگر است ، ولایتش ولایت حیدر است » ، نقل قولها و خاطرات از خمینی بود که یکی پس از دیگری نقل می شد که :« ایشان [خامنه ای] برای رهبری لیاقت دارند . خامنه ای که چه بسا هرگز در مخیله اش هم نمی گنجید روزی عهده دار این مقام شود و پیشتر گفته بود که :«در بعد از ریاست جمهوری ام اگر امام مرا مأمور عقیدتی، سیاسی گُردان انتظامی زابل کنند و بگویند به آن‌جا برو، من دست زن و بچه‌ام را می‌گیرم و به زابل می‌روم و در آن‌جا مسؤول عقیدتی، سیاسی آن گردان می‌شوم»

ادامه مطلب