11354703_1117048811645140_694703174_n

چرا عملیات کربلای ۴ با شکست مواجه شد ؟

این روزها و به‌واسطه رجعت پیکر پاک ۱۷۵ تن از شهدای مظلوم غواص گردان یاسین از تیپ ۲۱ امام رضا بسیاری از رسانه‌ها و افکار عمومی به عملیات کربلای چهار می‌پردازند، عملیاتی که توسط ادوات جاسوسی آمریکا پیش از اقدام شناسایی‌شده و به اطلاع صدام رسانده شده بود، اگرچه عملیات کربلای ۴ لو رفته و رصد شده اما امکان جلوگیری از این شکست در همان ساعت اولیه عملیات بود که با لجاجت‌های هاشمی رفسنجانی مانع از این اقدام گردید! اگرچه ۲۴ ساعت پس از انجام این عملیات هاشمی نیز مجاب به توقف عملیات می‌گردد اما این لجاجت تلفات بی‌شمار و شهدای بسیاری را برجای گذاشت که شهدای مظلوم غواص گردان یاسین تنها نمونه‌ای از خیل قریب به هشت هزار شهید مظلوم این عملیات بوده است …
تصمیم برای یکسره کردن کار جنگ با اجرای یک عملیات بزرگ در سال ۱۳۶۵ از اصلی‌ترین تصمیم دولتمردان ایران در تهران بود اما فرماندهان میدانی در جبهه‌ها و ازجمله محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران برگزاری این عملیات بزرگ را با توجه به استعداد و توان نظامی سپاه پاسداران «یک رؤیا» می‌دانستند، محسن رضایی در آن زمان آن‌چنان‌که شهریور سال گذشته در برنامه‌ای تلویزیونی خود عنوان داشت از سال ۱۳۶۵ معتقد بود تا بخش اعظمی از امکانات و تسهیلات نظامی و پشتیبانی به سپاه واگذار نگردد عملاً اجرای هرگونه عملیاتی مناسب نیست، همین اختلاف‌نظر وی با هاشمی رفسنجانی بود که وی نهایتاً در اردیبهشت ۱۳۶۶ طی نامه‌ای به آیت‌الله خمینی بابیان کردن مشکلات جنگ بر این مسئله تأکید نمود که «اگر کشور وارد جنگ نشود عراق حملاتش را علیه ایران آغاز خواهد کرد»، نگرانی‌های ذکرشده در آن نامه منجر به ملاقات محسن رضایی با آیه الله خمینی و سپس ملاقات با احمد خمینی شد و مجدداً وی به‌عنوان فرمانده سپاه پاسداران طی نامه‌ای در ۲۰ صفحه لیست نیازمندی‌های خود را برای ادامه جنگ به جماران ارسال کرده بود و انجام آن عملیات بزرگ و همچنین ادامه جنگ را بسته به تأمین آن نیازمندی‌ها اعلام نموده بود.
اما هاشمی رفسنجانی به‌عنوان مسئول جنگ از نیمه اول سال ۱۳۶۵ معتقد به انجام یک «عملیات بزرگ» بود تا با رسیدن به دروازه‌های بصره راه را برای ورود به بغداد هموار نماید!، اهمیت بصره برای عراق از اهمیت بغداد برای او کمتر نبود، بصره تنها راه ارتباطی عراق با خلیج‌فارس بود و از طرف دیگر نیز بصره ازنظر اقتصادی اهمیت داشت. چراکه چاه‌های نفت عراق در منطقه‌ای به نام رمیله که یکی از بزرگ‌ترین مخازن نفت عراق در منطقه است در بصره قرار دارند.
محسن رضایی در همان برنامه تلویزیونی (سطرهای ناخوانده) معتقد بود از همان ابتدا با انجام هرگونه عملیات مخالف بوده و انجام چنین عملیاتی را هم در محور ابوالخصیب و شلمچه را منوط به آن می‌دانسته که: «باید در جبهه جنوب، جاده‌های شمالی و جنوبی بصره و نیز در جبهه شمالی جاده‌های مواصلاتی کرکوک به بغداد قطع و یا تهدید شوند» چراکه در آن صورت هم راه برای تصرف بصره هموار می‌گردیده و هم با متوقف شدن صدور نفت عراق به خارج شریان اقتصادی عراق به‌طورکلی متوقف و همچنین آن‌ها می‌توانستند حرکت اصلی به سمت بغداد را شروع نمایند.
نهایتاً با برقراری یک توافق نسبی میان تهران و جبهه، سپاه متقاعد می‌شود تا صرف‌نظر از آن «عملیات بزرگ» برای طراحی یک عملیات در منطقه ابوالخصیب و شلمچه اقدام نماید.
هاشمی رفسنجانی خود درباره این اعتقادش می‌گوید: «نظر من همین بود. ما فکر می‌کردیم از جاده ساحلی فاو به سمت ام القصر، بندر منحصربه‌فرد عراق برویم تا رابطه آن‌ها را با دریا قطع کنیم. ما در عملیات کربلای ۴، همین هدف را قدری وسیع‌تر دنبال می‌کردیم. عملیات کربلای ۵ نیز به همین شکل بود»
هاشمی رفسنجانی در حالی نظر خود را در مورد عملیات‌های کربلای ۴ و ۵ بیان می‌کند که البته منکر مخالفت‌های منطقی افرادی چون محسن رضایی و دیگر فرماندهان شهید سپاه پاسداران نیز نبوده و به آن اشاره نیز می‌کند: «می‌گفتند دیگر نمی‌توانیم در پایین بجنگیم. البته منطقشان هم محکم بود و آدم نمی‌تواند منکر آن شود. ما در چند روز اول عملیات کربلای ۵، چون عراقی‌ها غافلگیر شدند، به‌سرعت از استحکامات آن‌ها عبور کردیم و تا خیلی از جاها پیش رفتیم؛ اما وقتی عراقی‌ها متمرکز شدند، می‌بایست وجب‌به‌وجب و نخل به نخل، می جنیگیدیم و تلفات می‌دادیم. لذا این منطق در آن زمان قابل دفاع بود. البته این کار یک کار دائمی نبود. آن‌ها فکر می‌کردند جبهه جدیدی در آنجا باز می‌شود تا عراقی‌ها مجبور گردند در آنجا متمرکز شوند. به‌هرحال من منطق جنگی سپاه را پذیرفتم چون بالاخره آن‌ها هم ادلّه‌ای داشتند و از یکسری خطرها حرف می‌زدند؛ بنابراین لازم است آن‌ها هم حضورداشته باشند و از کارشان دفاع کنند. چون الآن نیستند، ما نمی‌توانیم در مورد آن قضاوت کنیم»
هاشمی رفسنجانی البته در مورد «قبول ادله سپاه» آشکارا دروغ می‌گوید چراکه اگر ادله سپاه را قبول می‌نمود هرگز عملیات کربلای ۴ و به دنبال آن کربلای ۵ صورت نمی‌گرفت، اگرچه پس از شکست عملیات کربلای ۴ عملیات کربلای ۵ بسیار موفقیت‌آمیز بود و راه را برای تصویب قطعنامه ۵۹۸ از سوی سازمان ملل که بلافاصله ایران آن را پذیرفت هموار نمود اما بر اساس اسناد موجود سپاه مخالف انجام هرگونه عملیات از سال ۱۳۶۵ بوده و فرماندهان سپاه و مخصوصاً محسن رضایی مدعی بودند انجام هر عملیات مادامی‌که سپاه از حمایت همه‌جانبه تسلیحاتی و پشتیبانی برخوردار نگردد انجام عملیات قتل‌عام رزمندگان ایرانی است، نهایتاً سپاه که اصرار هاشمی رفسنجانی را برای انجام عملیات می‌بیند اعلام می‌کند باید اگر عملیاتی هم انجام می‌گیرد در جنوب باشد:
محسن رضایی: «در صورت نجنگیدن در اینجا (جنوب) باید زمین‌های دیگری انتخاب کنیم و سازمان آبی و خاکی‌مان را تغییر دهیم.»
نهایتاً با فشارهای هاشمی به سپاه تصرف شهر بصره به‌عنوان هدف عملیات اصلی سپاه پاسداران در سال ۱۳۶۵ موردتوجه قرار می‌گیرد. ازاین‌رو از اردیبهشت تا مهر ۱۳۶۵ و سپس آذرماه همان سال بحث‌های مختلف و طرح‌های گوناگونی ارائه می‌شود، ولی به دلیل معایب موجود همه آن‌ها منتفی گردید تا اینکه پس از یک دور بحث طرحی تصویب شد که موردتوافق نسبی سپاه و هاشمی رفسنجانی قرار گرفت و سپاه ایجاد عملیاتی از پنج‌ضلعی در شلمچه تا جزیره سهیل در مقابل جزیره مینو را پذیرفت حالا هر دو طرف پذیرفته بودند که زمین شلمچه بر زمین مقابل جزیره مینو ترجیح دارد.
بر همین اساس از نیمه دوم مهرماه کار آماده‌سازی منطقه عملیات با جدیت پیگیری می‌شود و در حین این پیگیری و پیشبرد امور بحث مانور بازهم مطرح‌شده و سرانجام در آذرماه همان سال محسن رضایی با دریافت نظرات و مسائل جدید خط جدید کاری را به نیروی زمینی سپاه ابلاغ می‌کند. مطابق آخرین تصمیم‌گیری و جمع‌بندی وضع موجود برای انجام عملیات کربلای ۴، منطقه شلمچه، ابوالخصیب، منطقه مقابل جزیره‌ام الرصاص و جزیره مینو انتخاب می‌شود.
منطقه عملیاتی در حدفاصل پنج‌ضلعی در شمال شلمچه تا ۴ کیلومتری انتهای جزیره جنوبی جزیره مینو قرار داشت. حالا چنین تدبیر شده بود که عملیات از دو محور شلمچه و ابوالخصیب باهدف بصره طرح‌ریزی شود. عبور از بین جزایر ام الرصاص و بوارین درواقع تاکتیک ویژه عملیات بود تا بدین طریق راه برای تصرف بصره هموار گردد.
بر اساس برآورد نیروهای شنایی و اطلاعات عملیات لشکر ۴۱ ثارالله تنها راه ممکن انجام این عملیات آن بوده که با پیشروی به سمت ابوالخصیب و بصره و با مسدود کردن عقبه سپاه هفتم عراق و عبور از میان خط حد سپاه سوم و سپاه هفتم عراق می‌شود قوای دشمن را تجزیه کرد و به پیشروی در عمق تا بصره ادامه داد…

ادامه مطلب
www.flickr.com

گفتنی های اخیر

IMG11002531

لازانیای اعتراض !

بعضى از ما هموطنان ایرانی به بدترین شکل ممکن در هپروت و رویا به سر می بریم ، از صبح تا شب دنبال یک آرمانشهری هستیم که اصلا معلوم نیست امکان وقوعش فراهم است یا خیر .
وضعیت فعلی و تمام نقائص و کمبودهایش را که مقصر اصلی اش را حکومت جمهوری اسلامی می دانند ، دوران پهلوی هم که یک شاه مستبد و دیکتاتور بر سر کار بوده است و مسئول همه بدبختی های ما بوده ، قاجاریه هم که بی عرضه بوده و فقط مشغول عیاشی بوده اند ، پیشتر هم که صفویه خرافی بود و سلجوقیه و سامانیان و …. هم که فقط مشغول جنگ و ظلم و بی عدالتی به رعیت بوده اند !
باید گفت هموطن عزیز شما ببخش بضاعت ایران همینقدر است !

ادامه مطلب
436x328_95781_213317

تفاوت تفکر خمینی و خامنه ای !

برای من هیچ فرقی بین آن چیزی که آیه الله خمینی داشته و الان سلطان علی خامنه ای دارد نیست و باز بر طبق همین اساس هیچ فرقی هم بین پیروان راه خمینی که به اصطلاح «پیرو خط امام » نامیده می شوند با پیروان خامنه ای که « ولایتی و یا محافظه کار » نامیده می شوند و برجسته ترینشان همین «قرارگاه عمار» هستند ، نیست و همه اینها در جمع که بخواهی نگاه کنی سر و ته یه کرباس هستند !اما برخلاف چیزی که طرفداران خامنه ای این روزها بسیار سعی دارند نشان بدهند که آمیزه هایشان انقلابی و برگرفته از تفکر خمینی است اما عملا اینگونه نیستند!

ادامه مطلب
avini (44)

ما شهدایمان را هم شهید می کنیم…

نشسته بودیم لب حوض کوچک ساختمان گردان حمزه ، مرتضی شعبانی و محمدرضا فارسی داشتند دوربین و صدا و بقیه وسایل را آماده میکردن ، قاسم دهقان چند تا پوکه دستش بود ، زنگ زده … آورد و انداخت در حوض ، آقا مرتضی همانطور که لب حوض نشسته بود و با دستش آب حوض را هول می داد به قاسم دهقان رو کرد و گفت : من فکر نمی کنم هیچ ترکش و گلوله ای بی اذن وارد بدن شهدا شده باشند ، اینها درست است که سرب و آهن هستند ولی تا نبریده باشی از این دنیا ، تا دل نکنده باشی محال است که شهید بشوی …
من به این سخن سید مرتضی آوینی نه باور که ایمان دارم ، برای همین است که نوشتن درباره ي هیچ شهيدی آسان نيست و اگر بخواهي درباره فردي همچون آقا سيد مرتضی آويني هم بنويسي كه ماجرا فرق مي كند !

ادامه مطلب