مردان خاکستری بیت رهبری
با فوت آیه الله خمینی و آغاز رهبری سید علی خامنه ای که تا پیش از این ریاست جمهوری کشور را بر عهده داشت موضوع استقرار رهبر جدید نیز مطرح می گردد . سید علی خامنه ای تا قبل از رهبری از آنجا که نه مرجع تقلید بود و نه مجتهد لذا هیچ مکانی را به عنوان «بیت » آنچنان که شرحش رفت را نداشت و تا قبل از ریاست جمهوری نیز در خانه شخصی خود در خیابان مجاهدین اسلام تهران سکونت داشت و پس از ریاست جمهوری نیز به خانه های سازمانی مجاور نهاد ریاست جمهوری در خیابان آذربایجان تهران نقل مکان کرده بود .
پیچیده بودن وضعیت مشروعیت خامنه ای از یک سو و اشتیاق و ولع وی برای «فرماندهی کل قوا » و «ولایت مطلقه فقیه» بودن دلیلی کافی است تا اکنون بیت رهبری با داشتن چند هزار کارمند در دفتر تهران، دفتر قم و دفتر مشهد و نیز دفاتر دیگر در خارج از کشور از جمله، بیروت، صور و صیدا، دمشق، کویت، دوبی، لندن و کابل و… با سازوکاری بس پیچیده مدیریت شود ، مدیریتی که غیر قابل نظارت و کنترل است چرا که در صدر تا ذیل قانون اساسی و دیگر قوانین و آئین نامه های موجود در کشور از «بیت رهبری» حرفی زده نشده است و حتی در مجلس خبرگان نیز هیچ سازوکار و اهتمام جدی برای نظارت بر آن وجود ندارد و هیچ گزارش رسمی و غیررسمی در باره فعالیتهای رهبر و بیت او منتشر نمیشود. این در حالی است که نه تنها رهبر و بیت رهبری از اینچنین مصونیتی برخوردارند یگانه رسانه ملی کشور سازمان صدا و سیما و بلکه دهها نهاد و بنگاههای اقتصادی بزرگی همچون آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان و جانبازان و نیز سازمان اوقاف و امور خیریه که یکی از بزرگترین دستگاههای اقتصادی ، صنعتی و تولیدی در کشور و گاه منطقه می باشند از پرداخت مالیات و حسابرسی دولت و مجلس معافند، شاید همین فراغت بال باشد که بیت رهبری را به کانونی برای صدور حکمهای حکومتی و حتی محفلی برای پیش بردن آن اموری بدل کند که انجام آن از مجرای عادی نظام سیاسی کشور ممکن نیست.
همین گستردگی عمل و باز بودن دایره فعالیت است که در بیت رهبری بر همه چیز از نظارت بر حوزه های علمیه ودانشگاهها و دولت و مجلس و قوه قضائیه و فرهنگ و رسانه و مطبوعات گرفته تا برنامه هستهای جمهوری اسلامی همه و همه در بیت رهبری در حالی مسئول و ناظر و بازرس و نماینده و کارشناس دارد که برای تک تک آنها در قانون اساسی کشور جایگاه و شانیت تعریف شده وجود دارد پس پر بیراه نیست که بیت رهبری را دولتی نامید که بر دولت قانونی کشور مدیریت دارد و بازیگران قانونی کشور در تصمیمگیریهای خرد و کلان خود بدون تایید یا حمایت وی هرگز موفق نخواهند بود .
خامنه ای که به واسطه اعمال امنیتی و غیر قانونی و در واقع مافیای اش همواره بسیاری از افراد نزدیک و اعضای دفترش در سایه بوده اند و کمتر از آنها و نحوه فعالیتهایشان سخن گفته و نوشته می شود در دیدار یاد شده به آنها و در حضور خانواده شان دلداری میدهد که از دیده نشدن کارشان دلسرد نباشند چرا که برای خداست ! اما نمی گوید این چه رضایتی است که از قتلهای زنجیره ای و حذف مخالفان آغاز میشود و با زندان و بازداشت و حصر ادامه می یابد و در آخر به تصاحب مبلیران و کاترپیلار می رسد ؟ نکند خدای کارکنان بیت رهبری همان سید علی خامنه ای است ؟
گفتنی های اخیر
احمد هاشمی؛ مترجم سران سه قوه یا مامور امنیتی ؟
جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی پیرامونش چون هر روزبیشتر از دیروز از ریزش نیروهایش می هراسد و کناره گیری عواملش از خدمتگزاری برای آنها و یا خروج آنها از کشور برایش کابوس ابدی است لذا از هر راهی برای سیاه نشان دادن فردای کسانی که از ایران خارج می شوند وارد می شود ، یکی ازاین پروژه ها چندی است توسط فردی به نام احمد هاشمی در حال رقم خوردن است .
ادامه مطلب
در مردنش هم تزویر کردند!
حسین صفری تبار امام جمعه موقت اسلامشهر و نماینده رهبری در قرارگاه خاتم الانبیاء بر اثر عارضه سرطان پس از ماهها مداوا و تلاش برای زنده ماندن فوت نمود! صفری تبار بیش از 15 سال امام جمعه موقت اسلامشهربود اما وی نیز همچون دیگر روحانیون حاکم مشاغل دیگری نیز داشت او قائممقام نمایندگی خامنه ای در نیروی مقاومت بسیج کشور، مسئول نمایندگی خامنه ای در سپاه یکم ثارالله، نماینده خامنه ای در لشکر 27 محمدرسول الله، نمایندگی ولی فقیه در ستاد مشترک سپاه پاسداران بود، آخرین سمت وی در سپاه پاسداران مسئول نمایندگی رهبری در قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء و نظارت شرعی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است.
ادامه مطلب
رجبعلی بابات مرد !
داستانی بود که خدا رحمت کنه پدر بزرگم همیشه برایم تعریف می کرد که: «جمعی از اهل روستائی یک شب سرزده رفتند به خانه یکی از اهالی ده و کدخدا شروع کرد به نقل داستان نوح که خدا چه صبری بهش داده و… بعد از اون ملای ده رو به کدخدا و جمع کرد و گفت: چرا ایوب را نمی گوئید؟ عجب صبری خدا به ایوب داده و بعد شروع کرد داستان حضرت ایوب را تعریف کردن که به یکباره بعد از اون خادم مسجد شروع میکنه به تعریف کردن که یکی از چوپانان را پارسال تو سیاهه زمستان خرس خورد و زن و بچه اش که اتفاقا سه چهار تا بچه کوچک هم داشته یتیم شدند و خدا رحمتش کنه چقدر بده بچه بی سایه پدر مادر بزرگ بشه و …
ادامه مطلب





