Ali-khalili-saham-news-e1413766703127

شهید سازی با امراض سیاسی !

همسر یک جانباز در نارمک مورد بی احترامی یکی از اوباش نارمک قرار می گیرد و کار به دعوا و درگیری اهل محل کشیده می شود ، بلافاصله پس از این درگیری تعدادی از بسیجیان و رزمندگان لشگر ۲۷ که آن روزها همه به اسم «موتورسوارهای حزب الله» می شناختنشان به محل درگیری می آیند و دعوا و جنجال در نارمک بالا می گیرد ، کمیته نارمک که پایگاهش در کنار مسجد جامع نارمک بود وارد عمل می‌شود و در اقدامی عجیب حزب اللهی‌ها و اراذل و اوباش را باهم بازداشت می‌کند و به کمیته می‌آورد در کمیته باز درگیری بین این دو بالا می‌گیرد تعدادی دیگر از بسیجیان نیز به مقابل کمیته نارمک می آیند و خواستار آزادی بلادرنگ بسیجیان بازداشتی می شوند ، در همین حین از میان بسیجیان معترض یکی به داخل کمیته نارمک نارنجک صوتی می اندازد نیروهای شهربانی حاضر در محل نیز جرات دخالت پیدا نمی کنند ، سراج الدین موسوی فرمانده وقت کمیته خود را به کمیته نارمک می رساند و دستور می دهد بسیجیان و حزب اللهی‌های بازداشتی را به مسجد مجاور کمیته منتقل نمایند با انتقال بسیجیان بازداشتی به مسجد یکی از بسیجیان و رزمندگان داخل مسجد دعای کمیل می‌خواند محمود احمدی نژاد در میان دعای کمیل به لعن کمیته می پردازد همین مراسم کار را به درگیری مجدد کمیته با افراد داخل مسجد می کشاند که تا پاسی از شب ادامه می‌یابد دست آخر عبدالله نوری وزیر وقت کشور نیز خود را به محل می رساند و دستور آزادی همه را می‌دهد ، اگر چه موسوی در آن شب جانب بسیجیان را می گیرد اما باعث می شود تا چند هفته بعد خامنه ای در پی مهار این بحران و درگیریهای بین سپاه و کمیته برآید ، خامنه ای جانب سپاه و بسیج را می گیرد و سراج الدین موسوی‌ عزل و جانشین وی مختار کلانتری به فرماندهی کمیته انتخاب می شود .
بسیجیان و در واقع سپاه در آن زمان همواره مدعی بودند که کمیته انقلاب اسلامی کم کاری می نماید و از عهده مبارزه با منکرات و برقراری امنیت بر نمی آید تا اینکه کمتر از سه ماه بعد در روز جمعه ۱۳۶۹/۶/۳۱ ماجرایی اتفاق افتاد که به واقع روز تمام شدن کار کمیته بود ، ماجرایی که هیچ وقت هم تمام ابعادش مشخص نشد .
یکی از بسیجیان و رزمندگان لشگر ۲۷به نام«حبیب ابدام» از فعالان بسیج یکی از پایگاههای محله‌ی ابوذر در جنوب تهران به همراه فرزندش به نماز جمعه می رود، فرزند ۱۵ ساله وی بجای رفتن به نمازجمعه به پارک لاله می رود و منتظر پدر می شود در پارک لاله وی با تعدادی از نوجوانان دیگر درگیر و با چاقو مضروب می شود ، به بیمارستان منتقل ونهایتا در بیمارستان ساسان تهران بر اثر شدت جراحات وارده جان می سپارد (علیرغم اعلام خبر بازداشت ضاربین هیچ گاه آنها معرفی نشدند) حبیب ابدام در پایگاهی که فعالیت می نمود تعدادی از فعالان لشگر۲۷ تهران و سپاه پاسداران در آنجا حضور داشتند از جمله علیرضا پناهیان که پدرش نیز امام جماعت آن مسجد بود،با گذشت ده روز بعد از فوت «ناصر ابدام» به یکباره خبر فوت وی به علت «مبارزه با منکرات» پخش و اعلام می شود وی توسط تعدادی از اراذل و اوباش در حین «امربه معروف و نهی از منکر به شهادت رسیده است» ، با پخش شدن این خبر دسته دسته از بسیجیان و رزمندگان در میادین مختلف شهر تجمع نموده و خواستار شدت بخشیدن به مبارزه با منکرات و اراذل و اوباش می شوند ، طومار پشت طومار بود که به مسئولین عالی حکومت ارسال می شد به یکباره مساجد و تابلوهای تبلیغاتی پر شد از پوسترهای ناصر ابدام به عنوان «شهید امربه معروف و نهی از منکر»، پس از این اتفاق بود که نیروهای بسیجی به عنوان «مانور امربه معروف و نهی از منکر» و طرحهای مختلف جمع آوری اراذل و اوباش در سطح وسیعی در معابر و سطح شهرها مستقر شدند ، کمیته انقلاب اسلامی در برابر این هجمه آچمز شده بود و واکنشی نشان نمی داد تا اینکه به یکباره در تعطیلات نوروزی و سکوت نسبی رسانه ها و مراکز اداری کشور در ۱۲ فروردین ۱۳۷۰ خبر انحلال کمیته انقلاب اسلامی ، شهربانی و ژاندارمری جمهوری اسلامی منتشر گردید ، ماحصل این انحلال تشکیل « نیروی انتظامی جمهوری اسلامی » بود ، خامنه ای در اقدامی هوشمندانه ابتدا«سرتیپ محمد سهرابی» را به عنوان فرمانده نیروی انتظامی معرفی نمود ، فردی که نه به شهربانی و نه به کمیته تعلق داشت و فرمانده ژاندارمری بود و می توانست سکوت و رضایت هر دو نهاد ادغام شده را به دست بیاورد ، همزمان با تشکیل این نیرو ، خامنه ای اقدام به مامور نمودن بیش از پانصد افسر ارشد و سردار از سپاه پاسداران به نیروی انتظامی نمود تا اکثر مناصب فرماندهی های میانه و ارشد را به آنها محول نماید و در کمتر از ده ماه بعد نیز «سرتیپ سیف‌الهی» را که وی نیز از همان نیروهای مامور شده از سپاه پاسداران به نیروی انتظامی بود را به عنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب نمود ، سیف الهی پیش از آنکه فرمانده آن نیرو گردد از زمان تشکیل نیروی انتظامی فرماندهی سازمان حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی را برعهده داشت ، وی از فرماندهان ارشد سپاه و از موسسین سپاه اصفهان بود که مدتی نیز مسئولیت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ریاست ستاد مرکزی سپاه و همچنین فرماندهی سپاه دوم سیدالشهدا را در سوابق خود دارد.
با تشکیل نیروی انتظامی آن نیرو بطور رسمی نیروی اصلی مسئول حفظ امنیت داخلی ایران شد اما در کنار آن نیرو همچنان نهادهای دیگری مانند بسیج و سپاه پاسداران نیز عملاً در کار امنیت اجتماعی دخیل بوده و هستند ، لازم به یادآوری است که نه تنها پس از تشکیل نیروی انتظامی به فرماندهان سابق کمیته انقلاب اسلامی سمت و فرماندهی ارشد در نیروی انتظامی محول نگردید بلکه بیش از بیست هزار پاسدار کمیته های انقلاب اسلامی در سراسر کشور به عنوان «طرح تعدیل» از کار برکنار گردیده و یا به وزارتخانه های کشور، دفاع و بانک مرکزی منتقل گردیدند .
داستان ، داستان تلخ و غمباری است اما متاسفانه در تاریخ جمهوری اسلامی و بخصوص با آغاز رهبری سید علی خامنه ای بارها و بارها شاهد سوء استفاده از نام و جایگاه شهید و شهادت و استفاده ابزاری از این مقوله بوده ایم که شرح یکی از آنها رفت «ناصر ابدام» آیا واقعا به دست اراذل و اوباش کشته شده بود و یا خیر و اصولا آیا در حین امر به معروف کشته شد یا در یک درگیری نوجوانانه ؟ ماجرایی که هیچگاه ماهیت آن روشن نشد اما نکته غریبی است که رو نوشت دیگری از همین ماجرا در نزدیک به دو دهه بعد مجددا با همان امیال و امراض ساخته شد ! سناریو این بار نه در یک خانواده رزمنده و بسیجی که در یک خانواده نسبتا مرفه و بدون هیچگونه وابستگی سیاسی و یا اعتقادی به حکومت رقم خورد ! ، سناریوی «علی خلیلی» .

ادامه مطلب
www.flickr.com

گفتنی های اخیر

1411797754_satr1

جعل تاریخ دفاع مقدس توسط فرماندهان دفاع مقدس!

ربع قرن از پایان جنگ تحمیلی می گذرد اما هنوز از بخشهای مهم جنگ حرفی زده نمی شود و هنوز با مباحثی که از مدیریت جنگ و یا علل ادامه و تمام شدن آن مربوط است با احتیاط و مرموزانه برخورد می شود و همواره در مطالب و یا مصاحبه هایی که در اینمورد می باشد ما عبارتهای «راز» و یا «ناگفته»و همچنین «افشاگری» را می بینیم ، اکنون جنگ ایران و عراق و نحوه مدیریت و فرماندهی آن تبدیل شده است به یک ابزار و زورآزمایی سیاسی و یا محلی برای تسویه حساب جناحهای سیاسی رایج در ایران و کمتر از ۳۰۰ هزار شهید و شیرمرد و شیرزن ایرانی خبری می بینیم که عاشقانه از جان و مال خود گذشتند و همه هستی خود را فدای وطن نمودند در حالیکه هیچ کدامشان نه از معادلات سیاسی سردرمی آوردند و نه برایشان اهمیت داشت و تنها و تنها به حفظ کیان این مرز و بوم می اندیشیدند.

ادامه مطلب
140926050123_isis_624x351_ap

داعش ازکجا آمده است ؟

لئونید برژنف رهبر اتحاد جماهیر شوروی وقتی که در سوم دیماه ۱۳۵۸ به سپاه چهلم ارتش شوروی دستور داد به افغانستان حمله کنند مطمئنا خود هیچگاه نمی توانست تصور کند آتش این جنگی را که می افروزد تا نیم قرن دیگر همچنان شعله ور بماند! تجاوز شوروی به خاک افغانستان بلافاصله با مقاومت نیروهای مجاهدین افغان و داوطلبان خارجی عرب دیگر کشورهای مسلمان مواجه شد گرچه این جنگ در نهایت در دوران آخرین رهبر شوروی تمام شد و میخائیل گورباچف در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۷ فرمان عقب نشینی را به ارتش شوروی صادر کرد اما نقطه عطف جنگ دیگری هم شد : «جنگ سرد» ، با حمله شوروی به افغانستان ، ‌ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی، بریتانیا، پاکستان، ایران، مصر، اندونزی، کانادا، جمهوری خلق چین هر کدام به نحویی از انحاء به حمایت از مدافعین مجاهد پرداختند که علیه متجاوزین و دولت افغانستان فعالیت داشتند

ادامه مطلب
گفتنی ها

انصار حزب الله دنبال عقده گشایی است

عبدالحمید محتشم مدیر موسسه انصار حزب الله (یا لثارات الحسین) چندی است تیتر رسانه هاست او مدعی است ۴ هزار آمِر به معروف و ناهی از منکر در اختیار دارد و در صدد است تا به خیابانها بیایند تا با بدحجابی برخورد کنند. بعضی جاها گفته این کارو شروع کرده ایم. وقتی وزارت کشور گفت اینها مجوز ندارند، لحنش کمی نرم شده و گفته است که کار جدیدی نمی خواهیم بکنیم «گشت موتوری» ما سالهاست دارد همین کار را انجام می دهد ! کمی بعد صدای نیروی انتظامی درآمد و گفت ایجاد گشت موتوری وظیفه ناجا است و هیچ احد دیگری حق ایجادش را ندارد که دوباره گفت حالا نه فقط با موتور گاهی پیاده ، گاهی با موتور ، گاهی با ماشین خلاصه ما گذری می خواهیم به بدحجابها تذکر بدهیم ! محتشم کیست و از کجا آمده؟ چه کسانی حمایتش می کنند؟ برنامه جمعه ۲۸ شهریور صفحه آخر ، صدای آمریکا به عبدالحمید محتشم و تشکیلاتش می پردازد

ادامه مطلب