شمه

شبهای احیا و احیای ایمان

حضرت علی ، امیر المومنین ، امام علی و یا هر اسم دیگری که می خواهیم بگوئیم و چه بسا همان علی تنها وردی است که همه ما خواسته یا ناخواسته بر زبان داریم یادم هست خیلی قدیمها نواری از سخنرانی استاد کافی را گوش می دادم که در آن جمله ای را گفت که هنوز هم در ذهنم می چرخد : ” همه علی را قبول دارند حتا آن بی دین و بی نماز و عرقخوارهم وقتی میخواد عرقشو بخوره میگه یاعلی ! من حضرت علی را هرچند که اصلا شاید همه این حرفها یک داستان باشد و خیالپردازی قبول دارم ! مگر رستم و افراسیاب و سهراب و ذال وجود داشته اند که امروزه اینچنین در فرهنگ ما لانه کرده اند ؟ علی اگر اسطوره و افسانه هم باشد پدر این زیبائی هاست از یک سو خود عصاره زهد است تلاش هست و از دیگر سو بانویی چون فاطمه در کنارش قرار دارد و فرزندانی هم چون شهیدی چون حسین و تبلور دختری خطیب و اسوه صبری چون زینب را زیر یک سقف دارد…
حضرت علی ، امیر المومنین ، امام علی و یا هر اسم دیگری که می خواهیم بگوئیم و چه بسا همان علی تنها وردی است که همه ما خواسته یا ناخواسته بر زبان داریم یادم هست خیلی قدیمها نواری از سخنرانی استاد کافی را گوش می دادم که در آن جمله ای را گفت که هنوز هم در ذهنم می چرخد : ” همه علی را قبول دارند حتا آن بی دین و بی نماز و عرقخوارهم وقتی میخواد عرقشو بخوره میگه یاعلی ! من حضرت علی را هرچند که اصلا شاید همه این حرفها یک داستان باشد و خیالپردازی قبول دارم ! مگر رستم و افراسیاب و سهراب و ذال وجود داشته اند که امروزه اینچنین در فرهنگ ما لانه کرده اند ؟

علی برای من رب النوع غیرت و شهامت و جوانمردی است ! علی اگر اسطوره و افسانه هم باشد پدر این زیبائی هاست از یک سو خود عصاره زهد است تلاش هست و از دیگر سو بانویی چون فاطمه در کنارش قرار دارد و فرزندانی هم چون شهیدی چون حسین و تبلور دختری خطیب و اسوه صبری چون زینب را زیر یک سقف دارد این را علی شریعتی در خطابه ای زیبا به زبان کشیده و من که در نوجوانی شیفته او بودم چنین شیفته منش علی شدم. او علی را در همان خطابه ، رب النوع ایثار ، رب النوع عشق ، رب النوع ایمان ، رب النوع جهاد و.. خوانده و برای ما تصویر کرده برای من و نسل من که علی را در شناخت های ایدئولوژیک محصور نمی کند ، علی را از رادیو و تلویزیون ، از رسانه هایی که مداحان و ملایان کوچه بازاری توصیفش می کنند ، نمی شناسد ، بل از آرائی می شناسد که آزادگی و سخاوت علی را ستوده اند ، علی رب النوع نجات هم هست ، او تنها رب النوع ایتام و بی خانمانهایی نیست که شب شهادت او کاسه های شیر به دست داشته اند و پشت منزل او صف کشیده بودند تا پیشوایشان را از مرگ برهانند . نه علی برای ما رب النوع ایثاری چنین تنها ، نیست .در این روزگار نامرادی ودین پروری متاسفانه رسانه های رسمی ما علی را تقلیل می دهند و اینگونه به فراموشی می سپارند ، گرچه در ظاهر ستایش و تجلیلش می کنند اما نفهمیده اند که علی رب النوع تحلیل است ، نه رب النوع تجلیل .

در روزگاری که یاران به ظاهر علی و خائنان به باطن علی ، برای کارهای نکرده و دانش های نداشته شان ، هزار دعوا و بلوا علم می کنند و برای حکومت و قدرت شان چه تزویر ها که نمی کنند و چه رسوایی ها که به بار نمی آورند ، در روزگاری که از علی بتی ساخته اند پر شکوه ، اما نه به سان آن شکوه علی وار ، تا به خیال باطل خود بنمایانند که علی تنها سمبل ایثار و جهاد بوده است ، در این روزگار نگفته اند و نمی گویند که علی رب النوع فریاد بود و رب النوع سکوت . هم مظهر مصلحت کاری بود و هم نماد انقلابی گری. بیست وپنج سالی که خانه نشین بود و استخوان در گلو داشت و خار در چشم ، مظهر سکوت بود و مصلحت جویی و به تعبیر شریعتی ، برخلاف همگان وقتی بر مسند نشست رب النوع فریاد و انقلابی گری شد.این ها را کم می گویند و نمی گویند تا نفهمیم علی در اسلام مظهر مبارزه با تزویر بود ، اما حاشا نمی کرد تا دینش ، دینی که نخستین نفر بود که به رسولش پیوسته بود و با او نماز گزارده بود ، آن دین خدشه ای نبیند و از گزند نامحرمان مصون ماند و مگر نه اینکه او می توانست در آن بیست و پنج سال فریاد ها کشد و جایگاه غصب شده خود را بازگیرد؟!
او هنگامی که پیکر سرد رسولش را غسل می داد ، می دید که در پس پرده تزویر می کنند و بنا دارند تا تیشه بر ریشه اش زنند ، اما علی رب النوع سکوت بود و دنیا و خلافت و حکومت را به سان دیناری بی چیز می دانست.علی بدین توصیف رب النوع ایثار هم است ، علی بدین توصیف رب النوع جهاد هم است. جهاد ، نه فقط برای استقرار دین و حکومت ، بل برای آنکه در سکوت پرده تزویر را بدرد و با مظلومیت و مدارای خویش با دل ها و دین ها چنان کند که هنوز ، هنوز که قرن ها می گذرد و ما با علی ، همچنان بیگانه ایم ، اما در پس این هم نشناختن و ندانستن ها ، بی ریا او را بجوییم …

ادامه مطلب
www.flickr.com

گفتنی های اخیر

۴۵۹۰۷۶۸_۱۶۸

غوغاسالاری بازی همه کهنه کاران آزمند است !

دوست عزیزم راست می گویی هیچ چیز مقدسی در جهان وجود ندارد؛هیچ چیز.اما نه یک چیز هست، هنوز یک چیز هست . تنها امر قدسی جهان و آن هم تویی ، آن هم انسان است . تنها چیزی که نباید به هیچ قیمتی زیر پایش گذاشت . تنها چیزی که نباید به هیچ بهانه ای به کثافتش آغشت . نه به بهانه سیاست و نه به بهانه دیانت نه به انگیزه آزادی و نه به انگیزه بندگی.
دوست عزیزم مبارزه حق توست ؛وظیفه توست؛کار توست . اما مبارزه هم آداب دارد،جنگ هم اخلاق می خواهد ، جنگ هم مرام می طلبد،قاعده احتیاج دارد، هرجنگی اصولی دارد ،چه جنگ نرم و نارنجی ، چه جنگ سخت و آهنی ، چه با شمشیر و تیر و تفنگ ، چه با مفاهیم نوین حقوق بشر و گرنه رستم هم که باشی برنده هم که بشوی روسیاهی برایت تا ابد می ماند ، نه آن سیاهی که به زغالهای زمستان گذشته ، که بر جداره دیواره هایی که نامش قلب است . گیرم که خنجر کشیدی و جگر هزار سهراب از پدر بی خبر را از پهلو درآوردی ،

ادامه مطلب
GOFTANIHA

صادق قطب زاده ،علی خامنه ای؛انقلاب و ضد انقلاب !

آقای خامنه‌ای در سالی که گذشت بارها و بارها اصطلاح «انقلابی» را به کاربردند و بر ضرورت «حفظ خصوصیات انقلابی» تأکید کردند، ایشان در دیدارشان با اعضای مجلس خبرگان نیز تأکید کردند: «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند؛ باید انقلابی فکر کند و انقلابی عمل بکند»
اما چه شد که در طی این چند سال اخیر آقای خامنه‌ای به یاد انقلابی بودن افتادن؟
تا قبل از سال ۱۳۸۸ و انتخابات ریاست جمهوری آن سال کمتر پیش می‌آمد که وی از واژه انقلابی استفاده کند تا که در مناظره تلویزیونی کاندیداها «میرحسین موسوی» گفت: «من به‌عنوان یک انقلابی به وضع کنونی معترضم»
از آن دوران به بعد آقای خامنه‌ای هم به‌اصطلاح «انقلابی » علاقه‌مند شد و آن را به واژگان خود افزود. ولی انقلابی آقای خامنه‌ای با آن انقلابی که موسوی می‌گفت فرق دارد و درواقع معکوس آن است.
انقلاب اسلامی ایران در مفهوم مصطلح توسط مردمی انجام شد که با دست‌خالی و در برابر خطرها به مقابله با نظام پهلوی پرداختند…

ادامه مطلب
photo_2016-03-30_16-45-56

هاشمی؛سیاستمداری که حافظه تاریخی ندارد !

هاشمی رفسنجانی در توئیتی عنوان کرده :« دنیای فردا دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها » این سخن از یک سیاستمدار عجیب است آن‌هم از فردی که ۸ سال فرمانده بزرگ‌ترین و طولانی‌مدت ترین جنگ منطقه در عصر حاضر بوده است !
هاشمی ظاهراً فراموش کرده که روزگاری به‌عنوان فرمانده جنگ، اصرار بسیاری داشتند که حتی عملیات‌های کوچک هم که شده باید ادامه پیدا کند تا سیاستمداران بتوانند با تکیه‌بر آن عملیات‌ها و پیروزی‌ها در پشت میزها به پیروزی برسند!
هاشمی فراموش کرده ظاهراً که خود مدعی بود :
«این تفکر [خاتمه جنگ با یک عملیات موفق] هم با امام مطرح‌شده بود و هم در جلسه سران ما همیشه بحث می‌کردیم. وقتی‌که توفیق پیدا می‌کردیم توی جنگ، همه روحیه‌شون می‌رفت بالا و می‌گفتند خوب حالا دیگه باید بریم جلو …»
در سال‌های پایانی جنگ، -به‌ویژه در سال ۱۳۶۷- فضای کشور به‌گونه‌ای بود که دو گروه در جنگ تأثیرگذار بودند

ادامه مطلب