داستانهای نخ نما شده رفاقت انصار حزب الله و کارگزاران سازندگی !

مرداد ماه ۸۴ ، اندکی پس از روی کار آمدن احمدی نژاد، انصار حزب الله بیانیه تندی منتشر کرد که بعدها اعلام شد نویسنده آن از عوامل مشترک انصار حزب الله و مدیران ارشد نفتی نزدیک به کارگزاران است. این فرد که از دست اندرکاران و مدافعان قرارداد کرسنت هم بود در دولت احمدی نژاد برکنار و اخیرا در دولت روحانی بار دیگر در یکی از شرکتهای نفتی منصوب شده است. پس از انتشار بیانیه انصار حزب الله که با استقبال رسانه های اصلاح طلب روبرو شد، عباس سلیمی نمین بیانیه را محکوم و برای مناظره اعلام آمادگی کرد. وی گفت : «من سند دارم و حاضر هستم که ثابت کنم که شخصی که نزدیک به کارگزاران است به انصار حزب الله کمک مالی می‌دهد، حاضرم در جلسات طولانی ثابت کنم که چه کسانی در گذشته چه شیوه‌های پیچیده‌ای را دنبال می‌کردند و متاسفانه از برادران خوب ما که آثار زخم جبهه بر بدن آنها مشاهده می‌شود، سوء استفاده می شود.»
چندی پیش نیز دکتر عبدالرضا داوری یادداشتی نوشتند با عنوان «انصار حزب‌الله یا انصار عالیجناب!» ایشان با برشمردن بخشهای انکار ناپذیر وابستگی عقیدتی و مالی انصارحزب الله و هاشمی رفسنجانی به واکاوی مطلبی در یالثارات پرداختند :« نشریه یالثارات ارگان انصار حزب‌الله با استعمال عباراتی نظیر «سلیطه» و «فاحشه» به تحلیل عملکرد شهین‌دخت مولاوردی، معاون حسن روحانی در امور زنان پرداخته است. این رفتار سخیف ارگان انصار حزب‌الله در بادی امر، تضاد شدید آنان را با دولت حسن روحانی القاء می‌کند اما اگر به ریشه‌های تاریخی این جریان مراجعه شود درمی‌یابیم که نه‌تنها تضادی میان انصار حزب‌الله و جریان وابسته به عالیجناب در دولت یازدهم نیست که اتفاقاً باید انصار حزب‌الله را متحد استراتژیک دولت یازدهم در پیشبرد اهداف وابسته‌گرایانه‌اش آن هم در آستانه انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم دریافت؛ به‌خصوص وقتی به سخنان امیرفرشاد ابراهیمی، دبیر اسبق سیاسی انصار حزب‌الله مراجعه می‌کنیم که سال‌ها پیش به شیوه تبلیغات فائزه هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس پنجم اشاره کرده و گفته بود: «خانم فائزه هاشمی به بچه‌های انصار حزب‌الله پول می‌داد که در مراسم‌های مختلف به او فحاشی کنند و از او در حالت‌های زننده عکس بگیرند و به‌صورت گسترده پخش کنند…
انصار حزب الله و یا بهتر بگویم حمید محتشم در واکنش به یادداشت دکتر داوری جوابیه ای برای ایشان فرستاده اند و باردیگر همان لاطائلات همیشگی را یادآور شدند که این حرفها دروغ است و : « تماما القائات شخص کذّاب و ضدّ انقلابی به نام امیر فرشاد ابراهیمی است که در دوره اصلاحات در پرونده ای به نام «نوارسازان» با همکاریِ شیرین عبادی منتشر شد. وی به دروغ خود را منتسب به انصار حزب الله می نمود و البته در نهایت با شکایت تَشکُّل ، به خاطر نشر این اکاذیب در دادگاه صالحه محکوم شد. اما بعدها با فرار از مرز زمینی به خارج از کشور ، به نشر همان اکاذیب در رسانه های بیگانه پرداخت.»
واقعیتش را بخواهید دیگر این داستانها و بیان چند باره آنها برای خود من هم کسالت آور و خسته کننده است ، چه برسد دیگر برای مخاطبین خاص و عام ! مدتی است دیگر نه تمایل دارم نقب بزنم به آن روزها و نه مرده از قبر کشیدن دیگر به درد این مملکت می خورد ، مملکت و مردمی که با لبخند و وعده های حسن روحانی راضی هستند و منجی و مصلحشان اکبر هاشمی رفسنجانی است را باید بوسید و گذاشت کنار ! دیگر چه فایده دارد برای این مردم از دهه ۷۰ و چگونگی تشکیل انصار و چه و چه گفت ، مردمی که این روزها حتی دیگر «میرحسین موسوی» هم یادشان رفته !
پس بی هیچ لکنتی فاش می گویم که دیگر این روزها حساب من با اعوان و انصار حزب الله دیگر ظاهرا شخصی است نه مرورتاریخ و افشاگری برای مردم در جهت و مسیر رشد دموکراسی ! انصار حزب الله ، حمید محتشم و دیگرانی همچون حسین الله کرم این روزها بیشتر برای من خاطراتی از دوران جهالت نوجوانی و جوانی هستند و بس .
محتشم چندی پیش گفته بود:«چون سوژه نداریم سکوت کرده ایم» به نظر من هم بهترین روش همین است ، اما ظاهرا این دوستان از سکوت خسته شده اند و مثل ملانصرالدین که تا بیکار می شد جوالدوزی برمی داشت و به خود می زد و بعد آه و فغان می کرد ، دوباره بیکار و بی سوژه شده اند و گریبان من را گرفته اند ! . پس اگر دوست دارند و هل من مبارز می طلبند ایرادی ندارد میشود نه از گفته ها که از ناگفته ها شروع کنیم …

ادامه مطلب
www.flickr.com

گفتنی های اخیر

124()

من احمد متوسلیان هستم کارمند سفارت ایران !

چهاردهم تیرماه ۱۳۶۱ در حالی که چهار دپیلمات ایرانی به نام‌های محسن موسوی کاردار ایران در لبنان،احمد متوسلیان ، کاظم اخوان عکاس و خبرنگار ایرنا در بیروت و تقی رستگار کارمند سفارت ایران در بیروت، عازم محل ماموریت خود بودند، در محل ایست بازرسی «البرباره» در منطقه شرقی بیروت، توسط نیروهای «القوات اللبنانیه» دستگیر و ربوده می‌شوند. ،رسانه‌های گروهی ایران در اقدامی هماهنگ و معنا دار خبر مفقود شدن یک فرمانده ارشد نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لبنان را منتشر می نمایند! و همین مسئله به پیچیده ترشدن پرونده آنها کمک شایانی می نماید. آن فرمانده نظامی و یا دیپلمات احمد متوسلیان می باشد . در تابستان سال ۲۰۰۶ با روبرت مارون حاتم یکی از فرماندهان فالانژیستهای لبنان و محافظ و مشاور ارشد ایلی حبیقه ، کسی که از او به عنوان یکی از شاه کلیدهای اسرار چهار گروگان ایرانی نام می برند مصاحبه ای برای مجله سیاست خارجی داشتم اما به دلایلی منتشر نشد پس از آن در روزنامه حریت منتشر شد که مورد توجه رسانه های داخل کشور نیز قرار گرفت …

ادامه مطلب
شمه

شبهای احیا و احیای ایمان

حضرت علی ، امیر المومنین ، امام علی و یا هر اسم دیگری که می خواهیم بگوئیم و چه بسا همان علی تنها وردی است که همه ما خواسته یا ناخواسته بر زبان داریم یادم هست خیلی قدیمها نواری از سخنرانی استاد کافی را گوش می دادم که در آن جمله ای را گفت که هنوز هم در ذهنم می چرخد : ” همه علی را قبول دارند حتا آن بی دین و بی نماز و عرقخوارهم وقتی میخواد عرقشو بخوره میگه یاعلی ! من حضرت علی را هرچند که اصلا شاید همه این حرفها یک داستان باشد و خیالپردازی قبول دارم ! مگر رستم و افراسیاب و سهراب و ذال وجود داشته اند که امروزه اینچنین در فرهنگ ما لانه کرده اند ؟ علی اگر اسطوره و افسانه هم باشد پدر این زیبائی هاست از یک سو خود عصاره زهد است تلاش هست و از دیگر سو بانویی چون فاطمه در کنارش قرار دارد و فرزندانی هم چون شهیدی چون حسین و تبلور دختری خطیب و اسوه صبری چون زینب را زیر یک سقف دارد…
حضرت علی ، امیر المومنین ، امام علی و یا هر اسم دیگری که می خواهیم بگوئیم و چه بسا همان علی تنها وردی است که همه ما خواسته یا ناخواسته بر زبان داریم

ادامه مطلب
۴۵۹۰۷۶۸_۱۶۸

غوغاسالاری بازی همه کهنه کاران آزمند است !

دوست عزیزم راست می گویی هیچ چیز مقدسی در جهان وجود ندارد؛هیچ چیز.اما نه یک چیز هست، هنوز یک چیز هست . تنها امر قدسی جهان و آن هم تویی ، آن هم انسان است . تنها چیزی که نباید به هیچ قیمتی زیر پایش گذاشت . تنها چیزی که نباید به هیچ بهانه ای به کثافتش آغشت . نه به بهانه سیاست و نه به بهانه دیانت نه به انگیزه آزادی و نه به انگیزه بندگی.
دوست عزیزم مبارزه حق توست ؛وظیفه توست؛کار توست . اما مبارزه هم آداب دارد،جنگ هم اخلاق می خواهد ، جنگ هم مرام می طلبد،قاعده احتیاج دارد، هرجنگی اصولی دارد ،چه جنگ نرم و نارنجی ، چه جنگ سخت و آهنی ، چه با شمشیر و تیر و تفنگ ، چه با مفاهیم نوین حقوق بشر و گرنه رستم هم که باشی برنده هم که بشوی روسیاهی برایت تا ابد می ماند ، نه آن سیاهی که به زغالهای زمستان گذشته ، که بر جداره دیواره هایی که نامش قلب است . گیرم که خنجر کشیدی و جگر هزار سهراب از پدر بی خبر را از پهلو درآوردی ،

ادامه مطلب