avini (44)

ما شهدایمان را هم شهید می کنیم…

نشسته بودیم لب حوض کوچک ساختمان گردان حمزه ، مرتضی شعبانی و محمدرضا فارسی داشتند دوربین و صدا و بقیه وسایل را آماده میکردن ، قاسم دهقان چند تا پوکه دستش بود ، زنگ زده … آورد و انداخت در حوض ، آقا مرتضی همانطور که لب حوض نشسته بود و با دستش آب حوض را هول می داد به قاسم دهقان رو کرد و گفت : من فکر نمی کنم هیچ ترکش و گلوله ای بی اذن وارد بدن شهدا شده باشند ، اینها درست است که سرب و آهن هستند ولی تا نبریده باشی از این دنیا ، تا دل نکنده باشی محال است که شهید بشوی …
من به این سخن سید مرتضی آوینی نه باور که ایمان دارم ، برای همین است که نوشتن درباره ی هیچ شهیدی آسان نیست و اگر بخواهی درباره فردی همچون آقا سید مرتضی آوینی هم بنویسی که ماجرا فرق می کند ! مرتضی آوینی که خود نیز به شهدا پیوست اینچنین شهدا را تعریف می کند : «‌‌ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم. ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند. ما همه‌ی افق‌های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می‌یابد؛ عشق را هم، امید را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم، و همه‌ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند، ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه‌ی مبارزه به فعلیت می‌رسند. ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم. آنچه را که عرفای دلسوخته حتی بر سرِ دار نیافتند، ما در شب‌های عملیات آزمودیم.»

مرتضی آوینی روز جمعه ۲۰ فروردین در گودال قتلگاه شهدای گردان کمیل در منطقه فکه به شهادت رسید فردای روز شهادت مرتضی آوینی روزنامه کیهان یعنی در شماره ۲۱ فرودین سال ۱۳۷۲در خبری کوتاه خبر« فوت مرتضی آوینی رابر سر صحنه تولید یک فیلم مستند درباره جنگ » منتشر کرد !

نه خبری از تجلیل بود و نه شهادت ! خبری است در حد مرگ یک فیلمساز بر سر صحنه تولید فیلم ! . مرتضی آوینی موقعی شد «سید شهیدان اهل قلم» که فردای همان روز علی خامنه ای در مقام رهبر به تشییع جنازه وی رفت و همین لقب را به او داد. «حالا مرده خوری آغاز شد دسته راه افتاد و جنازه گردانی و آینه داری شروع شد .
مرتضی آوینی شهید شد ! او وقتی شهید شد که مرغ مظلومی شده بود که هم در عزا سرش را می بریدند و هم در عروسی ! در دو سال آخر حیات پر برکتش هیچکس را جز رفقایش در«سوره حوزه هنری »‌ و « روایت فتح » نداشت ، و حتی حوزه هنری نیز در آن زمان به خاطر حمایت از آوینی و دیگر سینماگران و نویسندگان مستقل متحمل شدید ترین حملات بود . آوینی بخاطر دفاعش از سوره و تفکر خودش از همه طرف برای خود دشمن تراشیده و به شدت منزوی شده بود و این تنهایی در او افسردگی عجیبی ایجاد کرده بود و او به واقع رفت به فکه تا به شهدا بپیوندد ، در آخرین روزهای عمر خویش علنا ابایی نداشت که بگوید : می خواهم به فکه بروم که برنگردم !
او رفت و مرده خواران به جانش افتادند و هر تکه ای از او را که دوست داشتند بر علم کردند و راه افتادند ، عده ای از او بسیجی ذوب شده در ولایت ساختند و عده ای از او روشنفکر ، عده ای او را آتش تهیه دعواهای کثیف سیاسی و جناحی خود کردند و یک روز او را مخالف خاتمی خواندند و یک روز مخالف موسوی و … ، عده ای او را بوق تبلیغاتی رژیم خواندند و عده ای دیگر نیز او را فرصت طلبی که با رانت و سوبسید چرت و پرتهایی می ساخت تا مغز مردم و جامعه را شستشو دهد !
نامردها حتی از جنازه و نام و شهادت او هم نگذشتند تا از نامش برای خود نان بسازند ، و هیچ کس به واقع در همه این ۲۲ سال شهادت وی نیامد تا آینه تمام نمای مرتضی آوینی شود ، مرتضی آوینی نه با نامگذاری اتوبان و خیابان و مدرسه و هنرستان شناخته می شود و نه با شب شعر و خاطره ونشست و همایش ، اما فرسنگها آونورتر در دل غرب در خانه فرهنگهای جهان در برلین…

ادامه مطلب
www.flickr.com

گفتنی های اخیر

teyeb

طیب نه حر بود و نه نقش‌آفرین حوادث ۱۵ خرداد !

چندی پیش فیلمی در فرهنگسرای بهمن نمایش داده شد به نام «طیب» که به نویسندگی و کارگردانی «هدایت الله بزرگی» و تهیه‌کنندگی «علی پاک‌دامن» بود این فیلم ظاهراً برداشتی آزاد داشته از زندگی طیب و کتابی که در همین مورد درباره وی نوشته‌شده است که البته با اعتراض خانواده طیب و «عباس منظر پور» نویسنده کتاب‌های «در کوچه و خیابان» و «شیربرنجنامه» مواجه شد و اکرانش متوقف شد و پس‌ازآن به‌صورت محدودی DVD آن توزیع شد، عباس منظر پور البته درگذشته نیز سرنوشتی این‌چنین داشته است و مدعی شده بود داستان فیلم اخراجی‌های مسعود ده‌نمکی از روی یکی از داستان‌های کتاب وی نوشته‌شده است و حتی اقدام به شکایت و نامه‌نگاری هم کرد که با واکنش تهیه‌کنندگان اخراجی مواجه شد و از سرنوشت آن شکایت البته خبری ندارم.

ادامه مطلب
139211121534102362024574

مردم چه وقت خوابه عکس امام تو ماهه

شب گذشته ، بیست وسوم دیماه ۱۳۵۷ پس از غروب خورشید و پدیدار شدن ماه، میلیونها ایرانی موفق به دیدن تصویر آیت الله خمینی در کره ماه شدند. هیجان دیدن عکس آیت الله خمینی در ماه باعث شد که مردم شهرهای ایران تا پاسی از نیمه شب بیدار بوده و در خیابانها و پشت بامها به تماشای تصویر رهبر انقلابی خود در کره ماه بپردازند. مردم با دادن شعارهایی چون «مردم چه وقت خوابه ـ عکس امام تو ماهه» و «به کوری چشم شاه ـ عکس امام تو ماهه»، یکدیگر را به بیداری در طول شب و نگاه کردن به تصویر آیت الله خمینی در تنها قمر کره خاکی دعوت میکردند. برخی افرادی که در حمامهای عمومی بودند، با شنیدن این خبر در این فصل سرد، سراسیمه و با هیجان در حالی که تنها لنگی بر تن داشته و لخت بودند از حمامها بیرون آمده و به تماشای تصویر چهره امام در ماه پرداختند.
جلسه رهبران اعتصاب صنایع نفت در آبادان نیز که با حضور احمد سلامتیان برگزار میشد به علت وقوع این حادثه بیسابقه ناتمام گذاشته شد …

ادامه مطلب
2011_03_2_1167497544_175268741

الی جهنم !

صبح روز ۹ دی ۱۳۸۵ که شنبه روزی بود با تلفن یکی از دوستانم از خواب بلند شدم اولش برایم اس ام اسی داده بود و لابد فکر کرده بود با آن از خواب بلند نمی شوم که زنگ زد و تا جواب دادم بی سلام و علیک فقط گفت تلویزیون را روشن کن و قطع کرد !فهمیدم خبری شده ،تلویزیون را روشن کردم و تا صحنه را دیدم نفسم در سینه حبس شد ! داشتند می بردندش با دستبندی در دست و پالتویی سیاه بر تن، معلوم بود پاهایش هم بسته است به جایگاه رسید و طناب را بر گردنش انداختند ، صلوات می فرستادند و فردی مدام می گفت :«الی جهنم» و تمام ، اعدامش کردند ! نا خود آگاه گفتم : خدایا شکرت ! و بعد تصویرهای زیادی بود که از ذهنم و مقابل چشمانم رد شد ، ضجه های هزاران مادر داغدار ، جان سپردن بهترین دوستانم رو دستانم ، همه آن هول و هراسهای آن هشت سال ، بیرون کشیدن دهها و صدها تن تکه و پاره شده زیر موشکباران و بمبارانهای هوایی در شهرها ، چشمان منتظر و اشکبار صدها مادر منتظر پیکر فرزندانشان که خیره به در ماند و جان سپردند و …

ادامه مطلب