۱ (۱)

کدام مهمتر است ؛دکل نفتی خیالی یا فساد نفتی اثبات شده کرسنت؟

سال۱۳۷۲من در سپاه بودم بعد از دوره آموزشی در دانشکده علوم فنون قدس ما را برای یک دوره شش ماهه فرستادند به کره شمالی ، دوره ما «مهندسی عملیات روانی » بود ، دوره ای که بنا بر فراخور ماموریت نیرویی که در آن بودیم کاملا مرتبط بود ، در آن دوره که ما به کره شمالی رفتیم ۱۴ نفر بودیم که هشت نفر از سپاه بودیم و شش نفر هم گفته می شد از وزارت اطلاعات هستند از آن شش نفری که می گفتند از وزارت اطلاعات آمده اند در واقع فقط سه نفرشان نیروی وزارت اطلاعات بودند و سه نفر دیگر از مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری آمده بودند ، این مرکز در سال ۱۳۶۸ توسط آقای هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس جمهور بودند تاسیس شده بود عملکرد آن مرکز به واقع در آن زمان تدوین و تنظیم سیاستهای کلی و راهبردی برای جمهوری اسلامی بود ، شاکله تشکیل دهنده این مرکز بسیاری شان از وزارت اطلاعات بودند ، نیروهایی که در آن زمان به «چپهای وزارت اطلاعات» مشهور بودند با شروع دولت هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ عملا طیف راست وزارت اطلاعات قدرت را در دست گرفته بود بطوریکه مثلا در سال ۱۳۷۳ از مجموع دوازده معاونت این وزارتخانه هشت معاونت در اختیار راستها بود و از مجموع شصت و چهار اداره کل وزارت پنجاه و سه مدیر کل از میان راستها انتخاب شده بودند و غالب ادارات اطلاعات استانها نیز از همین طیف بودند ٬
آن زمان گفته می شد که وزارت اطلاعات در حال تسویه نیروهای چپ است در این میان حال و گرایش فکری و سیاسی پرسنل وزارت نیز مشخص است.
این سیاست تا دولت دوم هاشمی رفسنجانی نیز ادامه پیدا کرد و از همین روی بود که خلا نیروی انسانی در وزارت اطلاعات احساس شد و برای تامین این خلا در دولت دوم هاشمی رفسنجانی بود که در اقدامی معنا دار تبصره‌ای در هیات دولت مصوب شد که سالانه تعداد مشخصی از اعضای کادر رسمی سپاه پاسداران در اختیار دولت به عنوان «مامور به خدمت» قرار گیرند، گرچه در این مصوبه هیات دولت به طور مشخص توضیح داده نشده بود که این پاسداران در کجای دولت باید قرار گیرند؟ اما آنچه که واضح بود و بعدها مشخص شد غالب این ماموران به خدمت در دو وزارت حساس اطلاعات و امور خارجه جای گرفتند و اینگونه بود که جای خالی چپهای وزارت اطلاعات را مامور به خدمتهای سپاه در وزارت اطلاعات پر کردند افرادی همچون حسین شریعتمداری که به یکباره از معاونت اطلاعات سپاه به گروه اجتماعی وزارت اطلاعات در معاونت ویژه رسیدند و یا امیر مسعود اثنی عشری که پیش از آن فرمانده حفاظت اطلاعات دانشگاه امام حسین بود به یکباره جایگزین محمد رضا تاجیک در دانشکده امام هادی وزارت اطلاعات گردید.
اما نکته مرموز تاریخ این وزارتخانه و عملکرد ریاست جمهوری در اینجاست آنهایی که به این وزارتخانه در پی آن تغییر و تحولات آمدند که خوب تکلیفشان معلوم است اما آنهایی که عمدتا خود را از طیف چپ وزارت اطلاعات می دانستند (افرادی چون سعید حجاریان، عباس عبدی، محمد رضا تاجیک، محسن میردامادی، محسن آرمین، علیرضا علوی تبار، مجید محمدی، ماشاالله شمس الواعظین، علی ربیعی و اردشیر امیر ارجمند و…) همواره اعلام می کنند که ما چون با سیاستهای وزارت اطلاعات و هاشمی رفسنجانی مخالف بودیم از آنجا بیرون آمدیم و طبیعی است وقتی کسی با سیاستهای یک دولت و یا یک فرد مخالف است در اعتراض به وی از او دور شود نه اینکه نزدیکتر شود به وی!
و همه نکته همین جاست، چپهای وزارت اطلاعات در دولت اول و دوم هاشمی رفسنجانی رفته رفته و بصورت کاملا سازمانی از وزارت اطلاعات خارج شدند و در «مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری» مشغول به فعالیت گردیدند.
آنچه که این افراد در این مرکز انجام دادند دقیقا همانی بود که در وزارت اطلاعات انجام می دادند، به عبارتی دیگر ماموریت این افراد همانی بود که بود و صرفا بنا بر سیاستی که «نظام» در نظر داشت و به دوران پسا هاشمی می اندیشید که مهمترین مقطع تاریخی جمهوری اسلامی بود (چرا که با فوت آیت الله خمینی و آغاز رهبری خامنه‌ای و بدنبال آن انتخابات ریاست جمهوری و انتصاب هاشمی به آن سمت که کاملا انتخاباتی از پیش تعیین شده بود اکنون نظام با یک انتخابات نفس گیر مواجه بود). سعید حجاریان از جمله اصلی‌ترین مهره هایی بود که از وزارت اطلاعات به مرکز تحقیقات ریاست جمهوری رفته بود، وی خود بدون هیچ پرده پوشی‌ای این امر را یک ماموریت و تصمیم خاص می داند و می گوید: «من از سال ۱۳۶۸ که این مرکز براه افتاده بود در آنجا هم فعالیت داشتم اما از سال ۱۳۷۲ (دولت دوم هاشمی) من و دیگر دوستان سعی کردیم تمام وقت دیگر در مرکز باشیم رفتیم تا به فکر دولت بعدی باشیم من در معاونت سیاسی این مرکز همین پروژه‌ی کاری را دنبال می‌کردم معاونت سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک یک پروژه بیشتر نداشت و آن هم پروژه‌ی توسعه‌ سیاسی بود. البته این پروژه‌ چندین زیر پروژه داشت، نظیر فرهنگ سیاسی و رفتار سیاسی اقشار مختلف ایران، پروژه‌ تحلیل چرایی انقلاب اسلامی با هدف تئوریزه کردن انقلاب، پروژه‌ ماهیت دولت در ایران پروژه‌ی نوسازی ایران… ما رفته بودیم آنجا تا ببینیم بعد از آقای هاشمی چه باید بکنیم»! (توسعه سیاسی حرف اصل نظام است مصاحبه حجاریان با روزنامه خرداد ۶ اردیبهشت ۱۳۷۸).
حجاریان و دیگر چپهای مقیم وزارت اطلاعات نه به قهر و اعتراض بلکه به امر و ماموریت به مرکز تحقیقات رفته بودند و نتیجه‌ای که آنها طی تحقیقات مختلف گرفته بودند، این بود که توسعه سیاسی در ایران در مرحلهٔ اول نیازمند ایجاد برخی تغییرات در ساختار سیاسی کشور است و در مرحله بعد باید فرهنگ سیاسی ایران متناسب با نیازهای روز نظام تغییر کند.
حجاریان در همان مصاحبه ادامه می دهد که: «ما بخش سیاسی‌اش را کاملا انجام داده بودیم. پروژه‌ی توسعه‌ سیاسی ما حداقل اتودش کاملا مشخص بود که چه می‌خواهیم پروژه‌‌ی ما در چهار سال اول ریاست جمهوری آقای هاشمی در مرکز تحقیقات استراتژیک روی مسائل اقتصادی و سازندگی بسیار کار کردیم و موفق هم شدیم و در دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی هم به روی توسعه سیاسی تمرکز کرده بودیم که می شود گفت ثمره‌اش را در دوم خرداد دیدیم در همان سالها بود که ما مشخص کردیم در راه نو سازی بومی چه می‌خواهیم. همه چیز تعریف شده بود؛ فساد اداری یعنی چه؟ مشارکت یعنی چه؟ رقابت یعنی چه؟ جامعه مدنی یعنی چه؟ چرا ضعیف است و … حتی برای مسائل و اختلافات احتمالی هم راه حل داشتیم»
همچنین مصطفی تاج زاده عضو شاخص دو حزب اصلاح طلب (حزب مشارکت و سازمان مجاهدین) که وی نیز همان سالها در آن مرکز از وزارت اطلاعات مقیم آنجا شده بود، بخش توسعهٔ سیاسی مرکز تحقیقات را این گونه توصیف می‌کند: «در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری که در آنزمان آقای موسوی خوئینی‌ها مسئولش بود… آقای حجاریان در معاونت توسعه سیاسی بود که افرادی چون بهزاد نبوی، سازگارا، امین زاده، آرمین، آغاجری، خودم و دیگران با آن همکاری می‌کردیم ما آنجا همه چیز را مشخص کرده بودیم که در دولت بعدی چه باید بشود و چه نباید بشود»
اما « مرکز تحقیقات استراتژیک » عاقبتی عجیب یافت ، تا سال ۱۳۷۶ که هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بود این مرکز زیر نظر ریاست جمهوری فعالیت می کرد و پس از سال ۷۶ که رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد گویی که آن مرکز نیز پشت قباله وی نوشته شده است در اقدامی معنا دار و شبه غیرقانونی این مرکز را که علی القاعده باید همچنان زیر نظر رئیس جمهور فعالیت می کرد و در زمره یکی از مؤسسات تابعه نهاد ریاست جمهوری قرار داشت، را براساس مصوبه شورای عالی اداری از نهاد ریاست جمهوری منتزع و به عنوان مرکز تحقیقاتی به مجمع تشخیص مصلحت نظام سنجاق کرد و مجددا آن مرکز را زیر نظر خود درآورد که تا این زمان وضع بدین منوال می باشد .

به پیشانی نوشت آن یادداشت برمی گردم و آن سه نفری که در مرکز تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری بودند یکی از آنها اکنون سردبیر یکی از روزنامه های نزدیک به طیف اصلاح طلب کشور است و دو نفر دیگر تا به امروز در همان مرکز فعالیت می کنند عملا در تمام این سالها وظیفه خود را یعنی همان مهندسی عملیات روانی را به نیکی انجام می دهند ،این روزها که خبر «مفقود شدن یک دکل نفتی در دولت احمدی نژاد» در مصاحبه ای با وزیر نفت برای اولین بار در همان روزنامه زیر نظر آن همدوره ای سابق منتشر شد مطرح شده است به زیبایی هر چه تمامتر شاهد یک جنگ روانی مهندسی شده هستیم .

ادامه مطلب
www.flickr.com

گفتنی های اخیر

۱۱۳۹۰۱۳۲_۹۷۳۲۵۰۳۰۹۳۶۶۵۴۵_۹۰۰۲۰۲۸۴۵۸۸۱۵۸۹۳۹۹۹_n

داعش دشمن فرضی ایران نیست !

تکریت مهمترین شهر عراق وقتی توسط ۱۳ هزار تروریست عضو داعش تسخیر شد که ۳۵ هزار نظامی ارتش عراق و نزدیک به ۳۰۰ مستشار نظامی آمریکایی مشغول به آموزش ارتش عراق در استان صلاح الدین بودند ، عکسها و فیلمهایی که از طرف داعش بعدها از تکریت منتشر شد دیدنی بود ، نظامی ها لباسهای خود را از تن به درآورده بودند و اسلحه ها بر زمین انداخته و فرار کرده بودند و تکریت بدون هیچ دفاعی به داعش واگذار شد ، شبه نظامیان شیعه عراق با تشگیل گردانهای حشدالشعبی و بسیج عمومی البته تکریت را آزاد کردند ، نقش ایران در آزادسازی تکریت نقشی حساس و سرنوشت ساز بود بیش از هزار رزمنده ایرانی که عمدتا ازسوی سپاه پاسداران ایران سازماندهی شده اند با کمک هوایی نیروی هوایی ارتش و سپاه ایران استان صلاح الدین را بازپس گرفتند…

ادامه مطلب
11354703_1117048811645140_694703174_n

چرا عملیات کربلای ۴ با شکست مواجه شد ؟

اگرچه عملیات کربلای ۴ لو رفته و رصد شده اما امکان جلوگیری از این شکست در همان ساعت اولیه عملیات بود که با لجاجت‌های هاشمی رفسنجانی مانع از این اقدام گردید! اگرچه ۲۴ ساعت پس از انجام این عملیات هاشمی نیز مجاب به توقف عملیات می‌گردد اما این لجاجت تلفات بی‌شمار و شهدای بسیاری را برجای گذاشت که شهدای مظلوم غواص گردان یاسین تنها نمونه‌ای از خیل قریب به هشت هزار شهید مظلوم این عملیات بوده است …
تصمیم برای یکسره کردن کار جنگ با اجرای یک عملیات بزرگ در سال ۱۳۶۵ از اصلی‌ترین تصمیم دولتمردان ایران در تهران بود اما فرماندهان میدانی در جبهه‌ها و ازجمله محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران برگزاری این عملیات بزرگ را با توجه به استعداد و توان نظامی سپاه پاسداران «یک رؤیا» می‌دانستند

ادامه مطلب
IMG11002531

لازانیای اعتراض !

بعضى از ما هموطنان ایرانی به بدترین شکل ممکن در هپروت و رویا به سر می بریم ، از صبح تا شب دنبال یک آرمانشهری هستیم که اصلا معلوم نیست امکان وقوعش فراهم است یا خیر .
وضعیت فعلی و تمام نقائص و کمبودهایش را که مقصر اصلی اش را حکومت جمهوری اسلامی می دانند ، دوران پهلوی هم که یک شاه مستبد و دیکتاتور بر سر کار بوده است و مسئول همه بدبختی های ما بوده ، قاجاریه هم که بی عرضه بوده و فقط مشغول عیاشی بوده اند ، پیشتر هم که صفویه خرافی بود و سلجوقیه و سامانیان و …. هم که فقط مشغول جنگ و ظلم و بی عدالتی به رعیت بوده اند !
باید گفت هموطن عزیز شما ببخش بضاعت ایران همینقدر است !

ادامه مطلب